خواجه نظام الدين عبيد زاكاني
226
أخلاق الأشراف ( فارسى )
چونكه خود ممدوح جز يك بيش نيست * كيشها زين روى جز يك كيش نيست ! بنابراين ، انسان عموما و انسان كامل خصوصا ، كاملترين جلوهگاه حقّ است . عالم كه به مانند آيينهيى اسماء و صفات الهى را در صور متكثر به منصّهء ظهور مىنشاند ، اين صور را به نحو تفريق و تفصيل متجلّى مىسازد . و چون تجلّى اين اسماء در انسان به نحو جمع و اجمال است . از اين روى ، انسان را « عالم صغير » ، « مختصر شريف » ، « نسخهء وجود » و « كون جامع » مىتوان ناميد ، و جامع جميع حقايق و مراتب وجود مىتوان خواند . زيرا « تنها در وجود انسان است كه حضور الهى تحقّق يافته است » ؛ و تنها به واسطهء اوست كه « خداوند به خود و كمالات خويش علم دارد » . و از همين جاست كه خداوند به عنوان معبود حقيقى و عالىترين معشوق در قلب انسان مأوى دارد . وى علّت فاعلى فيلسوفان يا خداى تنزيهى معتزله نيست كه مكان و زمانى ندارد ، بلكه در قلب بندهء مؤمن است و « از رگ گردن به او نزديكتر است » . در حديث قدسى آمده است : « آسمان و زمينم گنجايش مرا ندارد ، امّا قلب بندهء مؤمن ، گنجايش مرا دارد « 1 » » . به قول مولانا : گفت پيغمبر كه حقّ فرموده است * من نگنجم هيچ در بالا و پست در زمين و آسمان و عرش نيز * من نگنجم اين يقين دان اى عزيز در دلِ مُؤمن بگنجم اى عَجَب * گر مرا خواهى در آن دلها طَلَب « 2 » عبد الكريم جبلى يا گيلانى ، كه در مواضعى چند با ابن عربى اختلاف دارد ، بيانى مبسوطتر و منظمتر از اين نظريّه عرضه مىدارد « 3 » . خلاصهء انديشههاى او در اين باره به شرح زير است : ذات چيزى است كه صفات و اسماء به او نسبت داده مىشود ، هرچند كه در
--> ( 1 ) . « لا يسعنى ارضى و لا سمائى ، بل يسعنى قلب عبدى المؤمن » ( غزّالى ، احياء علوم الدين ، 2 / 250 ) . ( 2 ) . مثنوى ، 1 / 70 ، علاء الدّوله . ( 3 ) . در زبان انگليسى ، نيكلسن ، انديشههاى الجيلى ( - عبد الكريم گيلانى ) را به نحو دقيقى خلاصه كرده است : . 1923 ، Cambridge ، 46 - 31 . Reynold A . Nichoison , The idea of personality , in sufism , pp .